هزاران نفر در صف مرگ؛
عید قربان غزه/ فلسطینیان به جای گوساله، جان خود را میدهند تا بچههایشان سیر شوند
در صبح عید قربانی که برای مسلمانان جهان به عنوان روز شادی و تقسیم غنیمت معنای مییابد، المُعْتَز کَفَرْنَا، پدر پنج فرزند اهل غزه، در میان باران گلولهها و اجساد هموطنانش، جعبهای غذا را به دست میآورد تا بچههایش را سیر کند. این داستان از زبان خود او و در حالی روایت میشود که ارتش اسرائیل ادعای «کنترل جمعیت» را در تیراندازیهای مرگبار خود دلیل میداند.
به گزارش میار و ترجمه شده از رسانه دِ نشنال؛ صبح عید قربان امسال در غزه، با فریادهای گرسنگانی همراه بود که در تاریکی بامداد به دنبال نجات از گرسنگی به سوی انبارهای غذایی میدویدند. المُعْتَز کَفَرْنَا، مرد ۳۸ سالهای که خانهاش در بیتحانون ویران و دهها بار آواره شده بود، پس از هشت ساعت پیادهروی در تاریکی، به نزدیکی مرکز توزیع غذای «بنیاد خیریه غزه» (GHF) رسید. این مرکز با حمایت آمریکا فعالیت میکند اما امروز به صحنهای از خشونت و ترس تبدیل شده بود.
کفرنا گفته است: «ساعت ۲:۳۰ بامداد در کنار ۵ هزار تن دیگر منتظر بودیم. بلندگوی اسرائیلی مدام تکرار میکرد که کمکی نخواهد آمد و باید محل را ترک کنیم. گروهی گفتند این حیله است اما ما نتوانستیم حرکت کنیم.» این انتظار طولانی با شلیک گلولههایی که «مانند باران» بر سر گرسنگان فرود آمد، پایان یافت. کفرنا توصیف میکند: «مردم زیر پا میافتادند، خونریزی میکردند، میمردند. دیدم چطور پدرهایی مثل من، که فقط میخواستند غذا به خانه ببرند، زمین میخوردند. هیچکس جرأت کمک کردن را نداشت.»
اسرائیل این حمله را «تیراندازی هشداردهنده برای کنترل جمعیت» اعلام کرده است، اما کفرنا از تصویر دیگری یاد میکند: «وقتی آتش متوقف شد، دویدیم. مسیر دو کیلومتری پوشیده از اجساد و مجروحان بود. دستها بالا، کیف روی سر—مثل حیوانات. سربازان با اسلحههای نشانهرفته به ما فریاد میزدند. ما گاو نیستیم، انسانیم؛ گرسنه، تحقیرشده و درمانده.»
سرانجام، او موفق به دریافت یک جعبه غذایی میشود که شامل ۲ کیلو عدس، کمی آرد، یک بطری روغن و چند قوطی لوبیا است. وقتی کیف را بازمیکند، اشک میریزد: «آیا برای این مقدار غذا، از کنار مردگان رد شدم؟ آیا این قدر کم بود که همه اینها رخ داد؟»
این پدر، که سالهاست از خانه و امنیت محروم است، با این جعبه کوچک به سوی خانوادهاش باز میگردد. فرزندانش در پناهگاه منتظرند. وقتی او وارد میشود، بچهها با چشمانی برقزن به او میدودند و فریاد میزنند: «بالاخره غذا میخوریم بابا!» کلماتی ساده که «بیش از هر رگبار گلولهای» او را درهم میشکند.
در حالی که در سراسر جهان، خانوادههای مسلمان بر سر سفرههای پر از گوشت و شیرینی جمع شدهاند، عید غزه امسال با گلوله، غبار و اشک سپری شده است. غذایی که با «ذلت» توزیع میشود، و امیدی که در چشمان کودکان گرسنه میدرخشد.


